أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
224
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
حالى كه خود را به در كعبه آويخته بود كشته شد . همچنين ابوسعيد بردى امام فقهاى حنفى و بسيارى از علماى صوفى كشته شدند و قاضى وقت مكه يحيى قرشى به وادى رهجان « 1 » گريخت . غارت شامل بيشتر خانههاى مكه شد ، به طورى كه اهالى مكه در حالى شب را به صبح آوردند كه دستشان پيش مردمان دراز بود . ابوطاهر در حالى كه شمشيرش را بركشيده بود و سوار بر اسبش بود ، حركت كرده داخل مطاف شد . اسب او در آن حال ادرار كرده ، آنجا را كثيف كرد . او خود به در كعبه برآمد و گفت : أنا باللّه و باللّه أنا * يخلق الخلق و أفنيهم أنا « 2 » من به خداوند هستم و به خداوند من هستم . خداى خلق را مىآفريند و من آنها را از بين مىبرم . وى يازده روز در مكه ماند . در 14 ذى حجه بود كه حجرالاسود را از جايش درآورده ، همراه خود به بلاد هَجَر « 3 » برد . در زمان نبود آن ، براى 22 سال حُجاج جاى خالىاش را تبرّك مىكردند . بعد از آن قرامطه آن را باز گرداندند در حالى كه مىگفتند : ما به قدرت خدا آن را گرفتيم و با مشيّت الهى آن را باز گردانديم . « 4 » يكى از خلفاى فاطمى در برابر پرداخت پنجاه هزار سكهء طلا از آنان خواست تا حجرالاسود را به مكه باز گردانند ، اما نپذيرفتند . خليفهء وقت عباسى هم حاضر به پرداخت پنجاه هزار دينار شد ، اما قبول نكردند . آنها گفتند كه ما با « دستور » آن را برديم و جز با « دستور » آن را بر نمىگردانيم . « 5 » آنچه بيش از همه مرا به تأمل وا مىدارد ، ورود ابوطاهر با اسبش به داخل مطاف و
--> ( 1 ) . رهجان درهاى است كه از سمت جنوب به وادى نعمان مىرسد و هذيل در آنجا سكونت دارند ( عاتق ) . ( 2 ) . الدرر الفرائد المنظمة ، ج 1 ، ص 320 . ( 3 ) . نام قديم بحرين است كه امروز به احساء معروف است و گاه اسم خاص شهر « الهفهوف » مىباشد ( عاتق ) . ( 4 ) . الإعلام بأعلام البيت اللَّه الحرام ، ص 195 - 198 ( 5 ) . همان ، ص 199 .